ته نشین شو در من همه‌ی سال 92

 

خاصیت آخر ساله که آدم دوس داره برگرده بهار و تابستان و پاییز و زمستانش رو نگاه کنه از دور مثل یه فیلم :)

مثل یه فیلم کوتاه البته در قیاس با همه سال‌های گذشته و نیامده !

سال عجیبی بود که حس می‌کنم همه‌اش را می‌تونم توی 100 ثانیه عبور یک جویبار از میان سنگ‌ها خلاصه کنم سالی که عبور رو باید یاد می‌گرفتم ولی گاهی همین 100ثانیه رو می‌تونم رو دور خیلی خیلی کُند ببینم و قلبم وایسه! البته مهم اینه که ما فکر می‌کنیم با بعضی اتفاق ها قلبمون وایمیسه اما واقعیت اینه زندگی به شکل غریبی در جریانه...

در برابر سال 91 که می‌تونم بگم سال آرامی بود برای من – البته نه از آن آرام‌های دوست داشتنی بلکه همه با بغض و یه دنیا چرا – این سال پر تکاپو بود و گذر ... بهترین تعبیر همون رود و جاری شدنش بود. فصل‌هاش زیاد بود .. مرگ‌هاش و شاید بشه گفت سفرهای دوس داشتنی بینشون زندگی‌ رو نفس دوباره می‌بخشید

دو سال گذشته رو مطمئنم از یاد نخواهم برد اما مهم اینه که اینا همه‌ی زندگی معصوم نبودن... 27بهار قبل از آن و نمی‌دانم چندین بهار بعد از آن در پیش خواهد بود

حالا انگار یه معجون با طعم غریبی رو  نشستم دارم مزه مزه می کنم ..

ته نشین شو در من همه‌ی سال 92 تا ذره ذره کشف کنم معصوم رو در میان‌‌ تو

 

/ 1 نظر / 19 بازدید
احسان

زندگی همچنان جاری است. امسال نیز گذشت. بدرود روزگار 92 و دورود روزگار 93... دفتر سالها و خاطره ها سنگین شده... ذهن و خیالم را یارای حملش نیست. ای کاش می شد اندکی زمینش گذاشت و دمی استراحت کرد..